بودند. قديسان حامي در برابر بيماري طاعون، بهويژه دو تن لانگدوكي بودند: قديس سباستين (تولد: ناربُن در حدود 256، شهادت در رم به سال 288، عيد او روز بيستم ژانويه است) و قديس رُوش (تولد و وفات: مونپليه، حدود 1293 ـ 1327، عيد او روز ششم اوت است). گفته شده است كه نقش سباستين بهعنوان حامي در زمان شيوع بيماري، در ميان مسيحيان مانند نقش آپولن در يونان باستان بوده است. در هر صورت براي هنرمندان مسيحي كه ميخواستند پيكر مرد زيبايي را خلق كنند، قديس سباستين همان نقشي را داشت كه آپولن براي پيكرتراشان بتپرست.
آيين پرستش قديس رُوش در يك كتاب چاپ سدهٴ پانزدهم نشان داده شده، كه شامل داستانهايي دربارهٴ شفاي بيماران توسط اوست و ممكن است داراي فوايد طبي باشد. به همين ترتيب اوراق چاپي قديمي دربارهٴ طاعون وجود دارد كه در آنها تصاوير قديس سباستين ديده ميشود. مثلاً يك چاپ خيلي قديمي (حدود 1450 ـ 1460)، كه تركيبي از باسمه و حروف چوبي و به زبان لاتيني است قديس سباستين را نشان ميدهد كه سربازان ديوكلتيان او را با تير ميزنند، و متن يك دعاي شفاعت براي پيشگيري از طاعون است. اين چاپ منحصر به فرد احتمالاً در آلمان عليا صورت گرفته است.
رسالههاي طاعون
علاوه بر گزارشهاي مربوط به طاعون كه مورخان، وقايعنگاران و اديبان نوشتهاند و اشارههاي فراواني به آن را در آثار همهٴ ملل در سدههاي چهاردهم و پانزدهم ميتوان يافت، رسالههاي خاصي توسط پزشكان براي استفادهٴ پزشكان ديگر و عامه نوشته شدهاست. اين رسالهها عموماً به ترتيب زير تقسيم شدهاند: الف) بحث در علل طاعون (بيشتر از جنبهٴ اخترگويي)؛ ب) پيشگيري؛ ج) معالجه. ممكن بود خاتمهاي هم باشد كه در آن استدلالهاي اخترگويي بخش اول احتمالاً تكرار گردد. توصيفات آسيبشناسي عموماً از ضعيفترين نوع است.
تعداد اين رسالهها بسيار زياد است؛ كه اغلبشان به لاتيني و تعدادي به زبانهاي بومي اروپا، به عربي و عبري نوشته شدهاست. نخستين محققي كه به بررسي تطبيقي آنها پرداخت، كارل زودهوف بود كه در اين زمينه هم تقريباً مانند همهٴ زمينههاي تاريخ پزشكي پيشگامي خود را ثابت كرد. او عكس تعداد بسيار زيادي از نسخههاي خطي آثار مربوط به طاعون را گردآوري و به انتشار آن پرداخت. اغلب اين متون مربوط به سدهٴ پانزدهم است و آنچه را كه از سدهٴ چهاردهم بوده غالباً در يادداشتهاي اين جلد مقدمه ذكر كردهايم. البته، بسياري از اين متون مجهولالموٴلفاند.